آرام باش ....! هیچ چیز ارزش این همه دلهره را ندارد ....!
نمیدونم اسمش بی حوصلگیه، اصلا درسته یا نه یا واسه آدمای اشتباهیِ گذشتست امّا من به جایی رسیدم که وقتی کسی برای چندمین بار ناراحتم میکنه
بدون خودخوری یا شکایتی هر بار یه تیکه از توجّه و علاقمو از اون شخص میگیرم و به خودم میدم...
و اونم با هر رفتار ناراحت کننده اش هربار خودشو تو زندگیم کمرنگ میکنه تا روزی که مَحو شه!
چون یاد گرفتم فقط آدماییو نگه دارم که دلیل لَبخَند و آرامِشَم باشن...
راستش من به این باور رسیدم که کسی که تو رو واقعا بَلَده و دوسِت داره، کاری نمیکنه که ناراحت شی یا حداقل میتونم بگم کاری نمیکنه که ناراحت بمونی...
شما تا زمانی که امکان از دست دادن چیزی را تجربه نکنید، به ارزش آن پی نخواهید برد. دیگر نمیدانید به خاطر چه چیزی باید تلاش کنید یا به خاطر چه چیزی حاضرید تسلیم شوید یا جانفشانی کنید.
درد، واحد پول ارزشهای ماست. بدون درد از دست دادن (یا امکان از دست دادن)، تخمین ارزش همه چیز، غیر ممکن میشود.
#مارک_منسن
شیخی به زنی فاحشه گفتا: مستی.
هر لحظه به دام دگری پابستی؛
گفتا؛ شیخا، هر آنچه گویی هستم،
آیا تو چنانکه مینمایی هستی؟
ما همه قماربازيم
شادي هامون رو ، حال خوبمون رو
شرط بستيم روي فردايي ك اصلا معلوم نيست بياد يا نه!
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
یاد تو میرفت و ما عاشق و بیدل بدیم
پرده برانداختی کار به اتمام رفت
ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت
سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت
مشعلهای برفروخت پرتو خورشید عشق
خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
عارف مجموع را در پس دیوار صبر
طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان
راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت
همت سعدی به عشق میل نکردی ولی
می چو فرو شد به کام عقل به ناکام رفت
کسی که خوب میداند چگونه اظهار عشق کند صحنهسازی نمیکند؛ کار او صرفاً چاپلوسی و دغلکاری نیست. او دیدگاهی را به ما عرضه میکند که به ندرت از آن دیدگاه خود را اینقدر جذاب میبینیم. #آلن_دو_باتن