آرام باش ....! هیچ چیز ارزش این همه دلهره را ندارد ....!
زمان کند میگذره وقتی منتظری.
زمان تند میگذره وقتی دیرت شده.
زمان کشنده ست وقتی غمگینی.
زمان کوتاهه وقتی خیلی شادی.
زمان بی پایانه وقتی دردی داری.
زمان طولانی میگذره وقتی بی حوصله ای.
توجه کن:زمان با توجه به اتفاقات درون تو میگذره
نه عقربه های ساعت
پس سعی کن خوش بگذرونی لحظه هات رو❤️
بابام همیشه می گفت:
کسی که بخواد بره با 40 تا گره طنابم میره
اما
کسی که بخواد بمونه حتی یک تار مو هم کافیه برای موندنش
انتخاب نباش
اولويت باش
با كسي بمان ك برايش اولويتي نه يك گزينه!!!
خبر به دورترین نقطهی جهان برسد
نخواست او به منِ خسته بیگمان برسد
شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
#نجمه_زارع
ما که یه دل سیر زندگی دنیا بهمون بدهکاره
خوبه
حرفای قشنگو از هم دریغ نکنیم
ما مثل اکسیژن به شنیدن حرفای خوب نیاز داریم
مثلا بارون بود ، حیف نبودی
یا مثلاً فدا سرت من هستم
غصه نخوریا
اصلا خود معجزه س
جمله های خوب رو بی دلیل زیر گوش هم بگین زندگی رو خودمون قشنگ کنیم
نفس بدیم به جون مرده لحظه ها
کلمات قشنگ رو بی بهونه تکرار کنیم
𝐍𝐨 𝐦𝐚𝐭𝐭𝐞𝐫 𝐡𝐨𝐰 𝐛𝐚𝐝𝐥𝐲 𝐬𝐨𝐦𝐞𝐨𝐦𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐬 𝐲𝐨𝐮 𝐟𝐞𝐞𝐥, 𝐧𝐞𝐯𝐞𝐫 𝐝𝐫𝐨𝐩 𝐝𝐨𝐰𝐧 𝐭𝐨 𝐭𝐡𝐞𝐢𝐫 𝐥𝐞𝐯𝐞𝐥. 𝐑𝐞𝐦𝐚𝐢𝐧 𝐜𝐚𝐥𝐦, 𝐬𝐭𝐚𝐲 𝐬𝐭𝐫𝐨𝐧𝐠, 𝐬𝐩𝐞𝐚𝐤 𝐤𝐢𝐧𝐝𝐥𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐰𝐚𝐥𝐤 𝐚𝐰𝐚𝐲 𝐢𝐟 𝐲𝐨𝐮 𝐦𝐮𝐬𝐭.
مهم نیست که یه نفر چقدر احساس بدی در تو ایجاد میکنه، هرگز تا سطح اون خودت رو پایین نیار ... آروم بمون، قوی باش، با مهربونی صحبت کن و در صورت لزوم کنار بکش.
یادمان باشد شاید شبی آنچنان آرام گرفتیم که دیدار صبح فردا ممکن نباشد! پس به امید فردا محبتهایمان را ذخیره نکنیم.
عمیقا احتیاج دارم: برگردم به روزایی که بچه بودم. هیچ غمی بزرگتر از غمِ گم کردنِ دستِ عروسِ پلاستیکیم نداشتم. روزهایی که قلبم از زمین خوردن و زخم شدنِ سَرِ زانوهام به درد میومد، نه از کارا و حرفای آدما.
وقتی داشتم عشق و علاقم رو به کسی میدادم، نمیدونستم دارم همهیِ خودمو گم میکنم. وقتی داشتم سعی میکردم همه رو خوشحال کنم، نمیدونستم دارم خودمو ناراحت میکنم. وقتی جلوی کسایی که قلبمو میشکوندن سکوت میکردم؛ صرفا بخاطر اینکه دوستشون داشتم، نمیدونستم دارم قلبی رو قربانی میکنم که حالِ خوبم بستگی به حالِ خوبش داره. وقتی داشتم خودمو سِپرِ بلای عزیزانم میکردم، نمیدونستم دارم خودمی رو از بین میبرم که براش هیچکس مثل خودش نمیشه. وقتی داشتم بخاطر کسی گریه میکردم، نمیدونستم به وقتش همون آدم قلبمو بارها میشکنه. حالا که دارم خودمو پیدا میکنم، خیلیارو دارم از دست میدم. حالا که دارم ارزش خودم رو درک میکنم و فهمیدم هیچکس به اندازهیِ خودم نباید برام مهم باشه، دارم خیلیارو گم میکنم. از اینکه دارم از دستشون میدم ناراحت نیستم. اما از اینکه چرا همیشه به بقیه بیشتر از خودم اهمیت دادم، ناراحتم. من خیلی در حق خودم ظلم کردم. وقتشه بخاطر خودم، شده بعضیارو ترک کنم، از دفاع کردن بعضیا دست بردارم و یا دیگه بهخاطر بعضیا اشک نریزم. وقتشه که بخاطر خودم، از بقیه بگذرم.
اره شاید من نباید اون شب میاومدم سراغت. شاید نباید خودمو بهت یادآوری میکردم. اره، من خیلی اشتباه کردم. ولی من تویِ اون لحظات خودم نبودم. من فکر میکردم تو همون یه نفری هستی که خیلیا دارنش و اونایی که ندارن، از داشتنش حرف میزنن؛ که وقتی آدم اون یه نفرو داشته باشه، زندگی یه جورِ دیگه قشنگ میشه. شاید بهتر بود اون شب بهت پیام نمیدادم. اما من مجبور بودم فرار کنم بیام پیش تو. ولی تو چیکار کردی؟ مگه من خودم نمیدونستم که کارم اشتباهِ؟! مگه من نمیدونستم که رفتن سراغِ آدمی که منو رها کرده و رفته، اشتباهترین کارِ دنیاست؟ من بهت پناه آورده بودم و با اینکه خودم میدونستم، باز تو منو بخاطر سراغت اومدنم سرزنش کردی. گفتی اگه فکر کردی با این اومدن و حرف زدن با من، دلتنگیت کم میشه، سخت در اشتباهی. گفتی نهتنها دلتنگیت کم نمیشه، بلکه بیشترم میشه. منی که بهت پناه آورده بودم، وقتی این حرفارو از تو شنیدم، انگار که دیگه همهچی همون شب، تویِ همون ساعتها تموم شد. تو برای بار چندم قلب منو شکستی و این بار همه چیزو برای همیشه تموم کردی. تو با اون حرفت، قلبی که عاشق خودت بود رو بازم شکستی و برای همیشه برام یه غریبه شدی.
آرامش میتونه برقِ تو نگاهش باشه وقتی در باز میشه و میاد تو …
آرامش میتونه یک جور عَطرِ خاص باشه
که وقتی بغل دستت میشینه بوش میپیچه توی بینیت و سَر مَستِت میکنه
آرامش میتونه لبخند رو لباش باشه وقتی بهش غر میزنی
یا لبایی که ” من کنارِتم ” رو توی گوشِت زمزمه میکنه
آرامش میتونه یک جُفت پا باشه
که وقت خستگیات سَرِت رو بزاری روشونش
یا یک جُفت دست که بره بینِ خَرمَنِ موهاتُ گُم بشه …😌🤍🕊
مهمترین درسی که از زندگی آموختم این بود که «هیچکس شبیه حرفهایش نیست!»
- کارلوس فوئنتس
«من خودم انتخاب میکنم که تو واسم مهم باشی! امّا رفتار تو میتونه جایگاهت رو توی ذهن من تغییر بده.»
خلاصه که هرکسی صرفاً بخاطر اینکه دوسش داریم و برامون مهمه نمیتونه هر کاری که دلش خواست بکنه و درنهایت فکر کنه که اتفاقی نیفتاده!
.
وقتی دو قلب برای یکدیگر بتپد، هیچ فاصلهای دور نیست، هیچ زمانی زیاد نیست، و هیچ انسان دیگری نمیتواند آن دو را از هم دور کند. محکمترین بُرهان عشق، اعتماد است …
میدونی چیه؛ آدم اون کسی که دوستش داره رو به چشمِ زیباترین آدمِ دنیا میبینه. به قیافَش بیست و یک از بیست میده. بغل کردنشو به همهی دنیا ترجیح میده. بد اخلاقیش رو، غر زدنشو به خندیدنِ با بقیه ترجیح میده. کارای اشتباهشو نمیبینه. توی سختیها، قوّتِ قلبش میشه. وقتی باهاش قهر میکنه خیلی دووم نمیاره و زود آشتی میکنه. خیلی وقتا کارای مهمش رو کنسل میکنه که فقط بره دیدنِ کسی که دوستش داره. لباسایی که اون دوست داره رو میپوشه. جلوی بقیه ازش دفاع میکنه و اجازه نمیده کسی راجبش بد بگه. تو روزای مهمِ زندگیش، اونو کنار خودش میاره تا بهترین روزها رو کنار هم باشن. هر وقت غم داشت براش آغوششو باز میکنه تا بلکه بتونه آرومش کنه. تو شادیاش و روزای مهمِ زندگیش باهاش همراه میشه. اونو با کسی مقایسه نمیکنه که بعدشم بخواد ازش ایراد بگیره. میبخشتش حتی وقتی اون مقصره. وقتایی که نیاز به تکیهگاه داره، براش امنترین آدمِ ممکن میشه؛ و این فقط و فقط بخاطرِ اینه که دوستش داره! بنظرم کافیه یکی واقعا دوستمون داشته باشه؛ اگر واقعا دوستمون داشته باشه، اونوقت مارو نه با کسی مقایسه میکنه، نه کسی رو به ما ترجیح میده!