آرام باش ....! هیچ چیز ارزش این همه دلهره را ندارد ....!
آدمها به فراموشی محتاجترند تا به خاطره.
آدمها از خاطرات، خنجر میسازند و با خنجرِ خاطره خط میاندازند روی همهچیزِ زندگی.
زندگی خجالت میکشد که از ذهن بیرون بیاید، بسکه تنوبدن و سروصورتش خطخطی خاطرات است.
گاهی خاطره، خطرناکترین چیز جهان است.
یه چیزایی هست ڪه هیچوقت
نمیشه اونارو برگردوند
سنگے کہ پرت مےشہ،
حرفے کہ زده مےشہ،
موقعیتے کہ از دست مےره،
زمانے کہ مےگذره،
دلے کہ بشکنہ،
هیچوقت نمےشہ اینارو برگردوند،
حواسمون باشہ
اگه پا گذاشتی رو قلب کسی که دوست داره و رفتی؛ شک نکن آدمی که دوسش داری یروز بدجور پاهاشو میزاره رو قلبت و لهت میکنه .
اگر کشتی را در آب ببینی طبيعي است، اما اگر آب را در کشتی ببینی خطرناک است. تو در قلب دنیا باش ولی دنیا در قلب تو نباشد
▁▂▃▄▅🦋🦋🦋▅▄▃▂▁
🥀اگر چیزی از دست دادی که انتظارش را نداشتی، خداوند چیزی به تو خواهد داد که توقع به دست آوردنش را نداشتی.
▁▂▃▄▅🦋🦋🦋▅▄▃▂▁
خوشبین و امیدوار باش وقتی کارهایت گره می خورد، زیرا خداوند دو بار قسم یاد کرده که به دنبال هر سختی آسانی است
▁▂▃▄▅🦋🦋🦋▅▄▃▂▁
🥀زندگی از مرگ پرسید :
چرا من نزد انسان ها محبوب هستم ولی از تو نفرت دارند؟
مرگ جواب داد :
برای اینکه تو دروغی زیبا و من حقیقتی دردناک هستم
▁▂▃▄▅🦋🦋🦋▅▄▃▂▁
🥀 اگر معتقد بودی که بعد از هر شقاوتی سعادت و بعد از هر اشکی لبخند خواهد بود عبادت بزرگی را ادا کرده ای که همان، گمان نیکو به خداوند است.
▁▂▃▄🦋🦋🦋 ▅▄▃▂▁
🥀اگر آدرس رزق و روزیت را نمی دانی .... نترس... چون او آدرس تو را می داند... اگر تو به او نرسیدی ... حتما او به تو خواهد رسید.
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋
🥀اگر بدی را با بدی پاسخ دهیم ... کی بدی پایان خواهد یافت؟
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋
🥀 به خاطر نعمت و دارایی به هیچ کس حسادت نکن زیرا نمی دانی خداوند در مقابل چه چیزی را از او ستانده است .... اندوهگین نباش اگر مصیبتی به تو رسید زیرا نمی دانی خداوند در مقابل چه چیزی را به تو خواهد داد"
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋
هر سقوطی پایان نیست ... سقوط و نزول باران، زیباترین آغاز است.
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋
🥀حکیمی می گوید :
من از اینکه بدون کفش راه می رفتم می گریستم ... اما وقتی مردی بدون پا دیدم، از گریستن دست کشیدم .... در هر وضعیتی، شاکر خداوندشدم.
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋
🥀 اگر با پولت صدقه نمی دهی
با لب و دندانت صدقه بده
"سخن خوب ونیکو بگو"
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋
از کارهای عجیب و غریب انسان است که از شنیدن نصیحت متنفر است ولی به رسوایی و بدیها گوش می دهد...
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋
🥀سعی کن مردم در تو فقط سعادت و خوشبختی سراغ داشته باشند و از تو فقط لبخند ببینند.
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋
*هیچکس از آخرین خداحافظی باخبر نیست.. قدر یکدیگر را بدانیم .
🍁🍂🍁
درپوشیدن خطاےدیگران شب باش
درمهر و دوستی همچون خورشید
درهنگام خشم و غضب کوه
درسخاوت و یاری به دیگران رود
درکنارآمدن بادیگران دریا
وخودت باش آنگونه که هستی
تا دوستت دارم، سعی کن دوستم داشته باشی و قدرِ دوست داشتنم رو بدونی. تا دارم روی کارات حساسیت نشون میدم و خودمو به در و دیوار میزنم که بهت بفهمونم حسی که اسمش حسودیِ، فقط و فقط از دوست داشتنِ بیش از اندازهت هستش، قدرمو بدون. تا بهت اهمیت میدم، برات ارزش قائل میشم، واسه خوشحال کردنت حاضرم دست به هرکاری بزنم، قدرم رو بدون. تا از کارهایی که برات کردم و میکنم پشیمون نشدم، قدرِ حسِ نابی که نسبت بهت دارم رو بدون. تا برات بدو بدو میکنم، تا چشم روی کارایِ کم و زیادت میبندم، قدرِ عشق و علاقهای که نسبت بهت دارم رو بدون. تا زمانی که سعی به نگه داشتنت دارم و میخوام که بهت بفهمونم هیچکس نمیتونه مثل من عاشقت باشه و برات حتی از خودش بگذره، قدرمو بدون. تا دیر نشده و تا دوستت دارم، سعی کن قدرِ دوست داشتنمو بدونی و دوستم داشته باشی. سعی کن تا دیر نشده راهِ درست رو پیدا کنی. سعی کن نرسی به وقتی که چشماتو باز کنی ببینی خیلی وقته از چشمِ منی که همهیِ کاراش که شاید حتی از نظر تو مسخره بود، ولی در واقع از دوستداشتنِ بیش از حد بود، افتادی. سعی کن تا هستم باشی. تا حواسم بهت هست حواست بهم باشه. چون اگه خلافِ همه اینا بهم ثابت بشه، دیگه هیچوقت ذرهای از توجهات و احساسات و علایقِ منو به دست نمیاری. تا هستم، سعی کن خودتو برسونی و باشی. زمانش که بگذره، بودنت و اومدنت دیگه به هیچ دردی نمیخوره.
ستاره دیده فروبست و آرمید بیا
شراب نور به رگ های شب دوید بیا
ز بس به دامن شب اشک انتظارم ریخت
گل سپیده شکفت و سحر دمید بیا
شهاب ِ یاد تو در آسمان خاطر من
پیاپی از همه سو خطّ زر کشید بیا
ز بس نشستم و با شب حدیث غم گفتم
ز غصّه رنگ من و رنگ شب پرید بیا
به وقت مرگم اگر تازه می کنی دیدار
بهوش باش که هنگام آن رسید بیا
به گام های کسان می برم گمان که تویی
دلم ز سینه برون شد ز بس تپید بیا
نیامدی که فلک خوشه خوشه پروین داشت
کنون که دست سحر دانه دانه چید بیا
امیدِ خاطر ِ سیمین ِ دل شکسته تویی
مرا مخواه از این بیش ناامید بیا
| مست آمدم ای پیـــر که مستـــانه بمیــرم | مستـــانه در این گـــوشـــه ی میـــخانه بمیـرم |
| درویشــــــــم و بگــــذار قلـنـــــدر منـشــــانه | کاکل همه افشان به ســـر شــانه بمیــــرم |
| میخانه به دور ســـــــر من چــــرخد و اینـــم | پیـــمــان که به چــرخیــــــدن پیمانه بمیــرم |
| من بلبــــل عشـــاق به دامی نشـــــوم رام | در دام تو هــــم بی طــمــــع دانه بمیـــــــرم |
| شمعی و طواف حرمی بود که می خواست | پروانـه بــزایــم مــن و پــروانـه بمیــــــــــــــرم |
| مــن در یتیــمـــــم صدفـــم سیــنه دریاست | بگذار یتـیـــمانه و دردانــه بمیــــــــــــــــــــرم |
| بیـگانـه شــمـــردند مـــرا در وطن خـــویــش | تا بی وطن و از هـمـــه بیــــگانه بمیــــــــرم |
| گو نی زن میــخــانه بـگــــو جــان به لب آور | تا با تـــب و لب بــــــر لب جــانــانه بمیـــــرم |
| آن ســـلســــله ی زلـف که زنار دلـــــم بــــــود | در گردنـــــم آویز که دیــــــوانه بمیــــــــــــــرم |
| ایـن دیـر مغـان ته چــک ایران قدیـــــم است | اینجاست که من بی چک و بی چانه بمیرم |
| در زنــدگی افســـانه شـــدم در هـــمه آفاق | بگذار که در مرگ هــــم افســــانه بمیــــــرم |
| در گوشـــه ی کاشـــانه بســـی سوختـــم اما | آن شمــع نبــــودم که به کاشـــــــانه بمیرم |
معنویت یعنی کامل بودن و کامل بودن همه چیز را در برمیگیرد و شامل میشود: منفی و مثبت و خوبی و بدی هر دو باید با هم وجود داشته باشند.
- دبی فورد
- جوجه اردک زشت درون
عشق يعنى همين، يعنى همه چيز را بايد ارزانى كرد، همه چيز را بايد فدا كرد، بى طمعِ پاداشى.
- آلبر کامو
بهترين معلم ها آنهايی هستند
كه به تو نشان می دهند؛
كجا را نگاه كنی
اما نمی گويند چه ببينی . . .
زاهد و سبحه صد دانه و ذکر سحری
من و پیمودن پیمانه و دیوانهگری
چون همه وضع جهان گذران در گذر است
مگذر از عالم شیدایی و شوریدهسری
تا کی از شعبدهٔ دور فلک خواهد بود
بادهٔ عیش به جام من و کام دگری
تا شدم بی خبر از خویش، خبرها دارم
بی خبر شو که خبرهاست در این بی خبری
تا شدم بیاثر، از ناله اثرها دیدم
بی اثر شو که اثرهاست در این بی اثری
تا زدم لاف هنر خواجه به هیچم نخرید
بی هنر شو که هنرهاست در این بی هنری
سرو آزاد شد آن دم که ثمر هیچ نداد
بی ثمر شو که ثمرهاست در این بی ثمری
تا سر خود نسپردیم به خاک در دوست
خاطر آسوده نگشتیم از این دربه دری
بیستون تاب دم تیشهٔ فرهاد نداشت
عشق را بین که از آن کوه گران شد کمری
پری از شرم تو در پرده نهان شد وقتی
که برون آمدی از پرده پی پردهدری
شهرهٔ شهر شدم از نظر همت شاه
تو به خوش منظری و بنده صاحب نظری
آفتاب فلک عدل ملک ناصردین
که ازو ملک ندیدهست به جز دادگری
آن که تا دست کرم گسترش آمد به کرم
تنگ دستی نکشیدیم ز بی سیم و زری
تا فروغی خط آن ماه درخشان سر زد
فارغم روز و شب از فتنه دور قمری
من کسایی رو از زندگیم حذف کردم که یه روز همه چیزم بودن. من کسایی رو از زندگیم حذف کردم که حاضر بودم جونمو براشون بدم. کسایی رو از دست دادم که فکر میکردم بهتر و دوست داشتنیتر از اونایی واسم وجود نداره. من از کسایی رنجیدم که همیشه سعی داشتم واسشون بهترین آدمِ ممکن باشم. من از کسایی خنجر خوردم که فکر میکردم رفیقن و همیشه قراره رفیق بمونن. من کسایی رو از زندگیم حذف کردم که بیشترین عشق و علاقم مال اونا بود. من کسایی رو از زندگیم حذف کردم که همیشه تویِ خیالم فکر میکردم تا ابد قراره موندگارترین باشن برای من. من از کسایی دل کَندم که خیلی بیشتر از حد معمول بهشون دلبسته بودم. من از خیلیا بُریدم؛ ولی حالا اصلا خبر ندارم کجان و چیکار میکنن. من همیشه سعی کردم برای خیلیها بهترین باشم و هیچ کاری نکنم که باعثِ رنجششون از من بشه. من همیشه برای همه سنگِ تموم گذاشتم و در آخر خیلی از همونا بهم ضربهای زدن که هیچکسِ دیگهای نمیتونست بزنه. من همیشه از احساساتم نسبت به آدما مطمئن بودم اما اونا لیاقت همهی منو نداشتن. اونا لیاقتِ خوب بودنم باهاشون رو نداشتن
شازده کوچولو پرسید:
دوست داشتن بهتره یا دوست داشته شدن؟
روباه جواب داد:
کدوم یکی برای پرنده مهمتره؟
بال چپ یا بال راست...؟|ꯁ
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری