آرام باش ....! هیچ چیز ارزش این همه دلهره را ندارد ....!
دو چشم مست میگونت ببرد آرام هشیاران
دو خواب آلوده بربودند عقل از دست بیداران
نصیحتگوی را از من بگو ای خواجه دم درکش
که سیل از سر گذشت آن را چه میترسانی از باران
گر آن ساقی که مستان راست هشیاران بدیدندی
ز توبه توبه کردندی چو من بر دست خماران
گرم با صالحان بی دوست فردا در بهشت آرند
همان بهتر که در دوزخ کنندم با گنهکاران
الا ای باد شبگیری بگوی آن ماه مجلس را
تو آزادی و خلقی در غم رویت گرفتاران
گر آن عیار شهرآشوب روزی حال من پرسد
بگو خوابش نمیگیرد به شب از دست عیاران
گرت باری گذر باشد نگه با جانب ما کن
نپندارم که بد باشد جزای خوب کرداران
کسان گویند چون سعدی جفا دیدی تحمل کن
رها کن تا بمیرم بر سر کوی وفاداران
****
نکند فکر کنی در دلِ من
یاد تو نیست ، گوش کن !
نبضِ دلم زمزمه اش با تو یکیست ..🫀
نکند فکر کنی در دلِ من
یاد تو نیست ، گوش کن !
نبضِ دلم زمزمه اش با تو یکیست ..🫀
میدید که خردمندی هیچ نیست مگر آمادگی روح آدمی و توانایی و هنری مرموز، بدین معنا که انسان هرلحظه، در عین تلاش زندگی، به اصل وحدت آگاه باشد و آن را در دل احساس کند و همچون نفس در سینه فروبدمد و به آن زنده باشد.
- هرمان هسه
زندگی آنچه زیستهایم نیست، بلکه همان چیزی است که در خاطرمان مانده و آن گونه است که به یادش میآوریم تا روایتش کنیم.
-
بهندرت به جای زخمها فکر میکنی
اما هر وقت به یادشان میافتی
میدانی که علامتهای زندگیاند... نامههایی از الفبایی نهاناند که داستان هویتت را باز میگویند!
زیرا هر جای زخم یادبود زخمیست
که التیام یافته
و هر زخم بر اثر برخوردی نامنتظر
با جهان ایجاد شده
یعنی یک تصادف
یا چیزی که لازم نبوده اتفاق بیفتد...
امروز صبح که به آینه نگاه میکنی
پی میبری سراسر زندگی چیزی بهجز تصادف نیست...
و تنها یک واقعیت محرز است
اینکه دیر یا زود
به پایان خواهد رسید...
هیچ چیزی غیر از {اکنون و زمان حال} وجود ندارد؛
و اگر فردی نتواند در آنجا زندگی کند،
زندگی در هیچ جای دیگری برای او ممکن نیست...
- آلن واتس
تصویری که از خود داریم تا حد بسیاری بر اساسِ تأثیرِ ارزیابیهایی است که اشخاص مهم زندگیمان از ما میکنند. دریابیم که در پی هر انکار و یا تأیید ما زندگیست که میمیرد و یا آنکه جوانه میزند. هیچ دارویی بهتر از باور "دوست داشته شدن" نیست دریغش نکنیم.
- اروين د یالوم
رفتار، احساس، فکر و گفتههای دیگران را به خودت نگیر. آنها عقاید خود را بر پایهی نظام باورهایشان بیان میکنند. هرآنچه دیگران در مورد تو میاندیشند، در حقیقت دربارهٔ تو نیست، بلکه در مورد خود آنهاست.
- دون میگوئل روئیز
صبح یعنی...
وسط قصه تردید شما
کسی از در برسد
نور تعارف بکند...
سهراب سپهری
#پست_آزاد
گیرم که وصال دوست
درخواهم یافت٬
این عمر گذشته را
کجا دریابم؟
دلم میخواد یکی دورا دور حواسش بهم باشه. دلم میخواد وقتایی که خودم مواظب خودم نیستم، یکی مواظبم باشه.
دلم میخواد یکیو داشته باشم که، رو من حساس باشه و نذاره غم و غصه بیاد سراغم. دلم میخواد یکی باشه که وقتی دلم گرفته بود، بدون اینکه بهش چیزی بگم، اون حس کنه و بیاد سراغم.
یکی که وقتی توی مشکلات و ناراحتیام گیر افتاده بودم، بدون اینکه بفهمم کیه و کجاست، مشکلم رو حل کنه و هیچوقت هم نفهمم کی بود و چی کار کرد ولی خیالم راحت باشه که هست.
دلم میخواد کسیو داشته باشم که براش انقدری مهم و دوست داشتنی باشم که برای هیچکس نیستم و هیچکس مثل من براش اونقدری مهم نیست. دلم میخواد یکی رو داشته باشم که وقتی از عالم و آدم بریده بودم، بهش پناه ببرم و بهش مطمئن باشم.
یکی که اگه کل دنیا هم باهام دشمنی کرد؛ اون، طرفِ من باشه. دلم میخواد یکی رو داشته باشم که بهم وفادار باشه. منو تحت هیچ شرایطی رها نکنه. منم براش آدمی میشم که برای هیچکس نبودم و نیستم.
من آدمی نیستم که از تنهایی بترسم یا از مشکلاتم فرار کنم و بخوام پشت یکی قایم بشم، اما گاهی وقتا واقعا دلم اون یه نفرو میخواد که بتونم وقتایی که خسته میشم بهش تکیه کنم و بگم؛ خوبه که هستی، خوبه که مال منی، خوبه که دلگرمیِ منی بینِ این دنیایِ بیرحم.
خوبه که دارمت! لطفا همیشه با من و برای من بمون و وقتایی که خودم مواظب خودم نبودم، تو مواظبم باش.
یه جا خوندم که نوشته بود:
شاید بتونی ماهی رو از دریا بگیری ولی
هیچ وقت نمی تونی دریا رو از فکر ماهی دربیاری. قشنگ بود :)
یه جا خوندم که نوشته بود:
شاید بتونی ماهی رو از دریا بگیری ولی
هیچ وقت نمی تونی دریا رو از فکر ماهی دربیاری. قشنگ بود :)