آرام باش ....! هیچ چیز ارزش این همه دلهره را ندارد ....!
یه مجریه بود اسمش چی بود؟
آهان خانم رضایی.
میگفت تو که داری تلویزیون میبینی؟
ما میگفتیم ما؟
میگفت بله شما. برو یکم عقب تر بشین.
ما هم رفتیم عقب. یه دو سه بار میگفت برو عقب تر.
آقا ما هم تا کنار در ورودی میرفتیم عقب که یه موقه لج نکنه کارتون نشون نده!