چشمان بارانی

آرام باش ....!  هیچ چیز ارزش این همه   دلهره را ندارد ....!

Home Profile Archive Links Posts Designer
مهندس و مدیر

مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید: "ببخشید آقا ؛ من قرار مهمی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تاببینم به موقع به "قرارم می رسم یا نه؟
مرد روی زمین : بله، شما در ارتفاع حدودا ۶ متری در طول جغرافیایی "41'21 37 درجه و عرض جغرافیایی"18 '24 17درجه هستید.
مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید!؟ مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود ولی به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟

مرد روی زمین : شما باید مدیر باشید
مرد بالن سوار : بله، از کجا فهمیدید!؟ مرد روی زمین: چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید،قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند. نمی دانید چگونه باید بپرسید و ضمنا اطلاعات دقیق هم به دردتان 
نمی خورد

+  دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ | 18:44 | اِم
Biography ...

چه رنجی می کشد
آن کس که انسان است
و از احساس سرشار




Designed by : Black Theme