چشمان بارانی

آرام باش ....!  هیچ چیز ارزش این همه   دلهره را ندارد ....!

Home Profile Archive Links Posts Designer
شب میلاد تو ای یار مرا
شب میلاد تو ای یار مرا

شب غمگینی بود .

عكس زيباي تو درجام بلور

 همه با ياد تو خندان بودند

 و من خانه به طوفان داده

 در ميان همه گريان بودم

 شمع، همراه دل من مي‌سوخت

 و كسي آگه از اين راز نبود

 شمع هم گريان بود

ليكن اي معني عشق

اشك دلداده ، كجا؟

 گريه شمع ، كجا؟

 من كجا با دل تنگ

 شادي جمع كجا؟

چه شب تلخي بود، شب تنهايي من

من كه در بستر غم‌ها بودم

 من كه از اشك غريبانه چو دريا بودم

تو نداني كه چه تنها بودم

 كاش، مي‌دانستي

شب ميلاد عزيزت اي يار

 من به اندازه‌ي چشم همه‌ي مردم شهر

گريه كردم در خويش

گريه‌ام بدرقه راهت باد

 شب ميلاد تو من بودم و اشك

 من كه از اشك غريبانه چو دريا بودم

 آه ، اي معني عشق

 تو نداني كه چه تنها بودم.

 

شاعر : مهدي سهيلي

+  شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۴ | 11:31 | اِم  | 
Biography ...
چه رنجی می کشد
آن کس که انسان است
و از احساس سرشار




}); });
Code <->

آمارگیر وبلاگ

>