آرام باش ....! هیچ چیز ارزش این همه دلهره را ندارد ....!
شب غمگینی بود .
عكس زيباي تو درجام بلور
همه با ياد تو خندان بودند
و من خانه به طوفان داده
در ميان همه گريان بودم
شمع، همراه دل من ميسوخت
و كسي آگه از اين راز نبود
شمع هم گريان بود
ليكن اي معني عشق
اشك دلداده ، كجا؟
گريه شمع ، كجا؟
من كجا با دل تنگ
شادي جمع كجا؟
چه شب تلخي بود، شب تنهايي من
من كه در بستر غمها بودم
من كه از اشك غريبانه چو دريا بودم
تو نداني كه چه تنها بودم
كاش، ميدانستي
شب ميلاد عزيزت اي يار
من به اندازهي چشم همهي مردم شهر
گريه كردم در خويش
گريهام بدرقه راهت باد
شب ميلاد تو من بودم و اشك
من كه از اشك غريبانه چو دريا بودم
آه ، اي معني عشق
تو نداني كه چه تنها بودم.
شاعر : مهدي سهيلي