چشمان بارانی

آرام باش ....!  هیچ چیز ارزش این همه   دلهره را ندارد ....!

Home Profile Archive Links Posts Designer
محمود دولت ابادای

 

اهالی بیابان بابقلی را همانجور که بود پذیرفته بودند و با او داد و ستد داشتند. نیازی دوسویه وامی‌داشتشان که در نیک و بد یکدیگر سازشی کج‌دار و مریز داشته باشند. 

بیشتر مردمِ ما دروغ‌های آشکار یکدیگر را می‌بینند و در پوششی از لبخند -دروغی دیگر- از نگاه هم پنهان می‌دارند. کردارِ حساب‌شده و اگر بشود گفت خردمندانه‌شان در داد و ستدها مایه‌ای از دروغ دارد که در لابلای عواطف و احساسات گذرا لاپوشانی می‌شود. 

گویی نیازهای معیشتی نیازهای دوسویه را موّجه می‌نماید:
"این دم بگذار بگذرد. این کار بگذار راه بیافتد. این نیاز بگذار رفع شود. و سرانجام، این دروغ بگذار گفته شود، کرده شود؛ روزگار یک روز پایان می‌گیرد. پس مشکلِ همین امروز را -راست و دروغ- باید حل کرد. فردا که هنوز نیامده است.

 
#محمود_دولت_آبادی
بریده ای از کتاب کلیدر

 

+  چهارشنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۰ | 6:40 | اِم  | 
Biography ...
چه رنجی می کشد
آن کس که انسان است
و از احساس سرشار




}); });
Code <->

آمارگیر وبلاگ

>