چشمان بارانی

آرام باش ....!  هیچ چیز ارزش این همه   دلهره را ندارد ....!

Home Profile Archive Links Posts Designer
اینم از قولی که داده بودم ...
من به احساس محبت محتاج و به اندازه یک یاس طراوت دارم .

من به دل محتاجم، و به عشقی که مرا می سازد ، زنده ام میدارد ، خون امید به قلب خسته ام می آرد

من به احساس وفا محتاجم 

به صمیمیت یک بوسه گل سرخ که خاری دارد ، من به خاری که گل سرخ به ساقش دارد وبه دستان لطیفم گل سرخ میکارد و مرا زنده به گل سرخ وفا می سازد ،

باز هم میگویم...

به همان خار گل سرخ بسی محتاجم ...

خاری از جنس تحمل که بر من میدارد دست احساسم را که برای حس آن ،تک گل سرخ که به سوییش بروم ،

دست به شاخش ببرم و گل سرخ وفا را چینم باز هم می گویم من ب ه او محتاجم

این که میگویم من به او محتاجم ،!احتیاج عشق است ، امید است و صفا و خوبی .من به احساس قشنگ بودن ،با تمام غمها ،با تمام اندوه ، با دل و جان می گویم ، من به حق محتاجم، به همان لفظ قشنگ روی سجاده مهر ،گونه بر خاک زمین خواهم داد ، و زدل می گویم که ای خدای هستی شادی هر هستی

من به تو محتاجم....

                                         نوشته :سنگ صبور

+  جمعه هفتم خرداد ۱۳۸۹ | 11:44 | اِم  | 
Biography ...
چه رنجی می کشد
آن کس که انسان است
و از احساس سرشار




}); });
Code <->

آمارگیر وبلاگ

>