چشمان بارانی

آرام باش ....!  هیچ چیز ارزش این همه   دلهره را ندارد ....!

Home Profile Archive Links Posts Designer
به دلم نشست و به فکر فرو رفتم... (فقط متنه)

یه روز گفت...

ـ هنوز منتظری؟

+ نه... فقط هنوز نرفتم.

ـ فرقش چیه؟

+ انتظار، وقتی طولانی بشه، کم‌کم اسمش عوض می‌شه.

اولش شوقه...

بعد می‌شه صبر...

بعد عادت...

و آخرش فقط سکوت.

ـ یعنی انتظار، آدم رو عوض می‌کنه؟

+ نه...

انتظار، آدم رو لو می‌ده.

نشون می‌ده تا کجاش حاضری بایستی، و از کجاش به بعد، دیگه دلت نمی‌خواد همون آدم قبلی باشی.

ـ پس اون شوق اول چی شد؟

+ همون‌جایی موند که قرار بود یکی زودتر از این‌ها برسه.

ـ ناراحتی؟

+ نه...

فقط دیگه برای بعضی چیزها مثل قبل ذوق نمی‌کنم.

ـ یعنی سرد شدی؟

+ نه...

فقط یاد گرفتم همه‌ی درها ارزش ایستادن پشتشون رو ندارن.

ـ پس اگر یه روز همون اتفاق بیفته چی؟

+ شاید لبخند بزنم...

اما دیگه مثل روز اول نمی‌دوم.

بعضی انتظارها،

به جای اینکه آدم را به مقصد برسونن،

فقط راه رفتنش را عوض می‌کنن.

+  یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۵ | 7:48 | اِم  | 
Biography ...
چه رنجی می کشد
آن کس که انسان است
و از احساس سرشار




}); });
Code <->

آمارگیر وبلاگ

>