آرام باش ....! هیچ چیز ارزش این همه دلهره را ندارد ....!
گاهی با خودم فکر میکنم...
خدا، آدمها را فقط برای این نیافریده که از کنار هم رد شوند.
بعضیها را میفرستد تا یادمان بیندازند هنوز میشود به دنیا جور دیگری نگاه کرد.
تو را که شناختم...
فهمیدم عشق، فقط تندتر تپیدنِ قلب نیست.
عشق، آرامتر شدنِ دل است.
انگار سالها داشتم دنبال چراغ میگشتم...
غافل از اینکه باید پنجرهای باز میشد.
تو که آمدی، پنجره باز شد...
نه فقط رو به تو...
رو به خودم.
این روزها هر وقت دستم را به سمت آسمان بلند میکنم، کمتر چیزی میخواهم...
بیشتر شکر میکنم
شکرِ اینکه خدا، میان این همه آدم، خواست مسیر دو نفر، درست همان جایی به هم برسد که هر دو، بیشتر از همیشه به یک تکه آرامش احتیاج داشتند.
شاید عشق...
همین باشد.
اینکه وقتی اسمِ یک نفر به دلت میرسد، قبل از لبخند، بیاختیار بگویی:
«خدایا... مراقبش باش...»