در اين زمانه رفيقی كه خالی از خِلَل است
حافظ
در اين زمانه رفيقی كه خالی از خِلَل است
صُراحي می صاف و سفينه غزل است.
جَريدهور! كه گذرگاهِ عافيت تنگ است.
پياله گير! كه عمرِ عزيز بیبَدَل است.
به چشمِ عقل، در اين رهگذار پر آشوب
جهان و كار جهان بیثبات و بیمحل است.
بگير طُرّه مَهطلعتی و قصه مخوان
كه «سعد و نحس ز تأثير زُهره و زُحَل است!»
خللپذير بود هر بَنا كه میبينی
مگر بَنای محبت كه خالی از خلل است.
نه من ز بیعملی در جهان ملولم و بس،-
ملالتِ عُلما هم ز علم بیعمل است.
به هيچ دُور نخواهند يافت هشيارش
چنين كه حافظِ ما مستِ باده ازل است!
برگرفته از :
حافظ، شمسالدين محمد؛ ديوان حافظ؛
+ چهارشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۰ | 12:34 | اِم
|