چشمان بارانی

آرام باش ....!  هیچ چیز ارزش این همه   دلهره را ندارد ....!

Home Profile Archive Links Posts Designer
خط به آخر آمده‌ست
 

خط به آخر آمده‌ست
سيمين بهبهاني

خط به آخر آمده‌ست، همچنان نشسته‌اي
پا فرا نمي‌نهي بس كه خرد و خسته‌اي
اي كتان سال‌ها! شاهد زوال‌ها!
دست در تو مي‌زنم، پوده‌اي، گسسته‌اي
جان اگرچه مي‌كَني در هواي زيستن
بيشتر ز باورت خسته‌اي، شكسته‌اي.

اي دل، از تو آرزو ساقه برنمي‌كشد
در كوير خشك تن خاكمُرده هسته‌اي
در هواي پر زدن آهِ حسرت است و بس
هر نفس كه مي‌كشي در فضاي بسته‌اي.

اي خزان زردرو، با كدام رنگ‌وبو
مرغكان شاد را منتظر نشسته‌اي؟
طارم شكسته‌اي مي‌سزد به بام تو
آشيان اگر كند بوم ناخجسته‌اي
ساقه‌هاي كاه شد هريك از دو زلف تو
گرچه بود از دو سو از بنفشه دسته‌اي.

اي ستونِ پشتِ من، سر مكش ز بار تن
تا ز جان نرسته‌ام تا ز تن نرسته‌اي...

اسفند 56

+  جمعه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۰ | 7:45 | اِم  | 
Biography ...
چه رنجی می کشد
آن کس که انسان است
و از احساس سرشار




}); });
Code <->

آمارگیر وبلاگ

>