چشمان بارانی

آرام باش ....!  هیچ چیز ارزش این همه   دلهره را ندارد ....!

تعریف‌ها، سکوت‌ها، و حقیقتِ رابطه‌ها

چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۴، 20:24

قسمت بعد — میان رفت‌وآمدهای روزانه
گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مان می‌شوند و با چند جمله‌ی گرم، نشانی از دوستی می‌گذارند؛ امّا وقتی نوبتِ یک رفتار ساده می‌رسد—یک تأیید، یک قدردانی، یک همراهی کوچک—عقب می‌نشینند.
نه بی‌احترامی می‌کنند، نه صمیمیت را تمام… فقط مرزی محو می‌کشند که فهمیدنش با چشم نیست، با دل است.
کم‌کم می‌فهمی بعضی‌ها دوستی را در «گفتن» بلدند، نه در «نشان دادن».
از تعریف‌کردن نمی‌ترسند، ولی از اینکه کسی حساس شود چرا.
به بودنِ تو علاقه دارند، اما نه آن‌قدر که هزینه‌ای—هرچند کوچک—براش بپردازند.
و اینجاست که آدم می‌فهمد:
ارزش انسان‌ها را از قدَم‌هایی که برمی‌دارند باید سنجید، نه از حرف‌هایی که می‌زنند.
من؟
فقط همین را می‌نویسم و عبور می‌کنم…
مثل همیشه، بی‌سروصدا.

person اِم
chat
•••