چشمان بارانی

آرام باش ....!  هیچ چیز ارزش این همه   دلهره را ندارد ....!

...

دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۴، 20:50

مدتی که اینترنت نبود،

چند تا مطلب پشت‌سرهم نوشتم برای روزی که دوباره وصل بشه و یکی‌یکی منتشرشون کنم.اما حالا که وصل شده، نمی‌دونم چرا دیگه رغبتی به فرستادنشون ندارم…

شاید بعضی نوشته‌ها برای �گفتن� نیستند،

برای �رد شدن از یک مقطع�‌اند. فقط خواستم این رو بگم؛

اگه همراهان قدیمی وبلاگ یادشون باشه، یه زمانی از استارت یه پروژه نوشتم

و بعدش

سکوت شد.

اون پروژهخداروشکر

ختم به خیر شد.

بعضی چیزها

وقتی به سرانجام می‌رسن

دیگه احتیاجی به توضیح ندارن؛

همین‌که تمام می‌شن

کافیه.

person اِم
chat
•••