چشمان بارانی

آرام باش ....!  هیچ چیز ارزش این همه   دلهره را ندارد ....!

خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است

پنجشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۸۹، 11:7
کلاس ادبیات معلم گفت: ... فعل رفت را صرف کن!... رفتم ..رفتی. رفت.. ساکت میشوم میخندم !... ولی خنده ام تلخ میشود،... استاد داد میزند خوب بعد ادامه بده و من میگویم: رفت... رفت... رفت ... و دلم شکست، غم رو دلم نشست، رفت شادیم بمرد، شور از دلم ببرد ،... رفت ..رفت ..رفت... و من میخندم و میگویم...  خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است ... کارم از گریه گذشته است به آن میخندم
person اِم
chat
•••