شب بخیر
هر کس بهترین هم که باشد آن موقع که باید باشد نباشد، همان بهتر که نباشد...
وقتی شبهایمان را با یاد عزیزان میگذرانیم، نبودنشان حتی برای لحظهای، به اندازه هزاران شب تنهایی سنگین است. گاهی بودن در لحظه، بیهیچ کلامی و با هر زبانی، آنقدر باارزش است که بدون آن، هر چیزی بیمعنی میشود.
دلنوشتهای از قلبهایی که از غیبتهای ناگهانی زخمی شدهاند؛ حضور واقعی کسانی که به ما اهمیت میدهند، آن چیزیست که گرمایی بیپایان به لحظات سرد و یخزدهامان میبخشد. پس، اگر قرار است همراه و همدل باشیم، با همه وجودمان باشیم. وگرنه، بودن بیحضور واقعی همان بهتر که نباشد، چرا که اینگونه نبودن، زخمی عمیقتر از نبودن کامل بر جا میگذارد.
شب که فرو میرود و سکوت بر همه چیز سایه میاندازد، این حضور عزیزان است که معنا میبخشد، و این لحظات با هم بودن است که به یادگار در قلبهایمان میماند. پس بگذارید همیشه حضورمان، نورانیکنندهی این شبها باشد، تا دلهایمان هرگز اسیر تنهایی نشوند