روزنوشت
بعضی روزها با خودم فکر میکنم آدم بزرگ شدن یعنی چی؟
یعنی صبح با صدای زنگ ساعت بیدار بشی، غر بزنی، بگی «از فردا زود میخوابم» و شب دوباره ساعت دو نصفهشب در حال گشتن توی اینترنت باشی؟
یا یعنی بری آشپزخونه فقط یه لیوان آب بخوری، اما سر از یخچال دربیاری و پنج دقیقه با خودت مذاکره کنی که «نه... نباید چیزی بخورم...» و آخرش با یه تیکه کیک برگردی؟
اصلاً یه سؤال...
این مغز ما چرا دقیقاً موقع خواب یادش میافته فلان حرفی که سال ۱۳۹۶ باید میزدیم رو نزده؟!
بعد تا نیم ساعت سناریو میسازه که اگر اون موقع این جواب رو داده بودی، الان شاید رئیس سازمان ملل بودی!
خلاصه زندگی ما بین سه جمله خلاصه شده:
«از شنبه شروع میکنم...»
«فقط پنج دقیقه دیگه...»
و شاهکارش:
«این آخرین باره!»
جالب اینجاست که هر سه جمله هم از قدیمیترین دروغهایی هستند که با نهایت اعتماد به نفس، هر روز به خودمان میگوییم!
اگر شما هم امروز یکی از این سه جمله را گفتهاید، نگران نباشید...
به باشگاه بزرگ آدمهای کاملاً معمولی خوش آمدید! 😄