چشمان بارانی

آرام باش ....!  هیچ چیز ارزش این همه   دلهره را ندارد ....!

چشمان بارانی

امروز...

امروز هوا گرم بود...

از اون گرماهایی که انگار آفتاب با آدم سرِ لج داره.

روز هم شلوغ...

آخرش هم خرید عصر، رسماً کلافه‌م کرد.

رسیدم خونه...

بدون معطلی رفتم زیر یه دوش آبِ سرد.

نمی‌دونم فقط برای من این‌طوریه یا نه...

ولی بعضی وقت‌ها یه دوش آب سرد، بیشتر از اینکه تن آدم رو خنک کنه، ذهنش رو آروم می‌کنه.

بعدش یه لیوان آبِ یخ...

همین دو تا کار ساده، انگار دکمه‌ی «ریکاوری» بدن رو می‌زنن.

حالا نه حوصله‌ی شلوغی دارم، نه حوصله‌ی فکرهای اضافه...

فقط دلم می‌خواد امشب، برخلاف همیشه، یه کم زودتر از موعد بخوابم.

شاید بعضی روزها، بهترین تصمیم دنیا اینه که

زودتر چراغ اتاقت رو خاموش کنی،

چشمات رو ببندی،

و اجازه بدی باقیِ خستگی‌ها رو خواب، از تنت بیرون ببره.

شب آروم... 🌿

اِم
یکشنبه هفتم تیر ۱۴۰۵
19:50
درحال بارگذاری..