چشمان بارانی

آرام باش ....!  هیچ چیز ارزش این همه   دلهره را ندارد ....!

چشمان بارانی

پایان ویندوز، آغاز یک ماجراجویی

امروز بالاخره آن کاری را انجام دادم که مدت‌ها به انجامش فکر می‌کردم...

ویندوز را برای همیشه از روی لپ‌تاپم پاک کردم. نه به خاطر اینکه سیستم‌عامل بدی باشد، بلکه چون دلم می‌خواست دنیای دیگری را تجربه کنم؛ دنیایی که همیشه از دور برایم جذاب بود.

راستش اگر امروز این قدم را برداشتم، بی‌تأثیر از ساعت‌ها آموزش، تجربه و حرف‌های استاد جادی میرمیرانی نبود. خیلی از ترس‌ها و ابهام‌هایی که درباره لینوکس داشتم، با آموزش‌های او کم‌رنگ شدند. انگار کسی کنارت باشد و بگوید: «اشتباه کردن هم بخشی از یاد گرفتن است، نترس.»

امروز لپ‌تاپم فقط با لینوکس روشن می‌شود.

می‌دانم روزهایی خواهد آمد که برای یک مشکل ساده ساعت‌ها دنبال جواب بگردم، شاید بعضی نرم‌افزارها را از دست بدهم و شاید چند بار هم با خودم بگویم «ای کاش...». اما حس می‌کنم چیزی که به دست می‌آورم، ارزشش را دارد؛ یاد گرفتن، فهمیدن و مستقل‌تر شدن.

گاهی یک تغییر، فقط عوض کردن یک نرم‌افزار نیست؛ عوض کردن نگاه آدم است.

امروز برای من، فقط پایان ویندوز نبود...

شروع یک ماجراجویی بود.

و اگر روزی در این مسیر چیزی یاد گرفتم که به درد دیگران بخورد، خوشحال می‌شوم آن را همان‌طور که از دیگران یاد گرفتم، به نفر بعدی منتقل کنم. شاید این، زیباترین رسم دنیای متن‌باز باشد. 🌿

اِم
چهارشنبه سوم تیر ۱۴۰۵
14:33
درحال بارگذاری..