قسمت پنجم | سکوت در یک رابطه چه میگوید؟
«همهی سکوتها نشانهی بیعلاقگی نیستند؛ بعضی سکوتها، فریادِ دلِ خستهاند.»
در هر رابطهای، روزی میرسد که حرفها کمتر میشوند.
نه به این خاطر که عشق تمام شده، بلکه چون گاهی احساسات، واژهای برای بیان خود پیدا نمیکنند.
سکوت، همیشه فاصله نیست.
گاهی آرامشی است که دو نفر در کنار هم تجربه میکنند؛
آرامشی که نیازی به حرف زدن ندارد، چون دلها از قبل با هم گفتگو کردهاند.
اما گاهی هم سکوت، زخمی است که درمان نشده.
دلخوریهایی که گفته نشدند، اشکهایی که دیده نشدند و حرفهایی که سالها در سینه ماندند، کمکم رابطه را به سکوتی سنگین میرسانند
عشقِ واقعی، از سکوت نمیترسد؛
بلکه تلاش میکند دلیل آن را بفهمد.
گاهی یک سؤال ساده، یک آغوش بیدلیل یا یک «حالت خوبه؟» میتواند دیوار بلند سکوت را فرو بریزد.
یادمان باشد...
بزرگترین فاصله، میان دو نفری نیست که کیلومترها از هم دورند؛
میان دو دلی است که کنار هم نشستهاند، اما مدتهاست با هم حرف نزدهاند
اگر عشق را دوست داری، نگذار سکوت، جای گفتوگو را بگیرد؛
چون بعضی فاصلهها، با یک جمله از بین میروند و بعضی سکوتها، با هزار جمله هم جبران نمیشوند.