چشمان بارانی

آرام باش ....!  هیچ چیز ارزش این همه   دلهره را ندارد ....!

چشمان بارانی

Are you sure ....

امروز از راه دور به سیستمم وصل شدم.

همه‌چیز مرتب بود...فایل‌ها باز،کارها جلو می‌رفت،و خیال می‌کردم کنترل اوضاع دست خودمه.

وسط کار،ویندوز بی‌سروصدا تصمیم خودش را گرفته بود.

نه هشداری...نه شمارش معکوسی...نه حتی فرصتی برای گفتن «فقط دو دقیقه صبر کن.»

فقط یک لحظه...

و بعد صفحه سیاه شد.

اتصال قطع شد.

من ماندم و صفحه‌ای که دیگر هیچ جوابی نمی‌داد.

بعدها فهمیدم سیستم برای نصب آپدیت، خودش را ری‌استارت کرده است.

عجیب است...

گاهی آدم فکر می‌کند پشت فرمان همه‌چیز نشسته،اما یک تصمیم از قبل گرفته‌شده،کافی است تا تمام برنامه‌هایش را برای چند دقیقه، یا شاید چند ساعت، متوقف کند.

امروز سهم من،یک ری‌استارت ناخواسته بود.

امیدوارم فردا،حداقل قبل از هر تغییری،زندگی هم مثل بعضی برنامه‌ها بپرسد:

« ? Are you sure»

اِم
چهارشنبه هفدهم تیر ۱۴۰۵
10:14
درحال بارگذاری..