چشمان بارانی

آخرین فعالیت‌های چشمان بارانی

درباره چشمان بارانی

چشمان بارانی

یکشنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۵
14:8

تا حالا شده...

حالت خوب نباشه،

نه از اون حال‌هایی که بشه اسم روش گذاشت،

نه از اون غصه‌هایی که بشه براش دلیل تراشید.

فقط یه چیزی،

یه جایی،

آروم‌آروم از درونت کم شده باشه...

بعد بشینی با خودت فکر کنی،

شاید خستگیه...

شاید دلتنگیه...

شاید هم فقط یه روزِ معمولی که زیادی طول کشیده.

بعد یهو بفهمی...

نه...

دلیلش رو می‌دونی.

می‌دونی از کجا شروع شده،

از کِی،

از کدوم جمله،

از کدوم سکوت،

از کدوم نبودن...

اما دانستن،

همیشه به معنی تمام شدن نیست.

گاهی راهش را هم بلدی...

می‌دانی باید از کدام در رد شوی،

کدام خاطره را زمین بگذاری،

کدام آدم را از دلت بیرون کنی،

کدام انتظار را دفن کنی...

اما انگار پاهایت،

هنوز با دلِ دیروز قرارداد دارند.

عجیب است..

گاهی آدم نه گم می‌شود،

نه شکست می‌خورد،

نه حتی امیدش را از دست می‌دهد...

فقط یک جای نامعلومی از وجودش،

بین «می‌دانم» و «می‌توانم»،

سال‌هاست که ایستاده...

و هیچ‌کس هم نمی‌فهمد

سنگین‌ترین فاصله‌ی دنیا،

گاهی فقط همین چند قدم است.

  • سلام به وبلاگ من خوش آمدین

  • کسی که ندای درونی خود را می شنود، نیازی نیست که به سخنان بیرون گوش فرا دهد

  • با فنجان چایی هم میتوان مست شد

چشمان بارانی

آرام باش ....!  هیچ چیز ارزش این همه   دلهره را ندارد ....!

چه رنجی می کشد
آن کس که انسان است
و از احساس سرشار