دوشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۰
9:7
هـ. ا. سایه
ای دل، به کوی او ز که پرسم که یار کو
در باغ پرشکوفه، که پرسد بهار کو
نقش و نگار کعبه نه مقصود شوق ماست
نقشی بلندتر زدهایم، آن نگار کو
جانا، نوای عشق خموشانه خوشترست
آن آشنای ره که بُود پردهدار کو
ماندم درین نشیب و شب آمد، خدای را
آن راهبر کجا شد و آن راهوار کو
ای بس ستم که بر سر ما رفت و کس نگفت،
آن پیکِ رهشناسِ حکایتگزار کو
...
برگرفته از كتاب:
سایه، ھ. ا.؛ آینه در آینه (برگزیدهی شعر)